بازگرديم به سدهٴ سيزدهم، كه تأثير بولونيا منحصر به فرانسه نبود. يكي از نشانههاي عجيب جنبهٴ بينالمللي آن پزشك ناشناس لومباردي است كه به جوواني مونته كوروينويي در خانبالغ آن همه زحمت داده بود.1
ب) فرانسه. قبلاً، همراه آلدوبراندينو، لانفرانچي، كوروي از كوههاي آلپ گذشتيم. افكار پزشكي تازه كه آنان در فرانسه معرفي كردند پيداست در آن جا خاك مستعدي براي رشد بعدي خود يافت، ولي اين كار وقت زيادي برد. ايتاليا ــ حتي در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم ــ همچنان پيشروترين كشور باقي ماند. چون هيچكدام از پزشكان فرانسوي كه در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، شهرت يافتند به پايهٴ مربيان ايتاليايي خود نرسيدند.
ممكن است آگيلينوس سالرنويي هم هنوز در نيمهٴ دوم سده، ميزيسته است. يك مجموعهٴ طبي در 456 فصل بخشي از آيينهٴ آموزش ونسان دوبووه را تشكيل ميدهد. منظومهاي دربارهٴ فَصْد به شخصي به نام ژان آكويلايي منسوب است، كه احتمالاً از پزشكان فرانسوي اين عصر، بوده است. شرحي بر رسالههاي جراحي روجر سالرنويي و رولاند پارمايي با عنوان رسالهٴ چهار استاد ممكن است در اثناي دههٴ هفتم، در فرانسه تأليف شده باشد. اين مسئله بسيار مبهم است.
آيا واقعاً چهار استاد وجود خارجي داشتهاند؟ يا اگر هم وجود خارجي داشتهاند، آيا محتمل نيست كه از سالرنوييان معاصر روجر يا رولاند بوده باشند، كه موٴلف ناشناس رساله آثار آنان را تحرير كرده است؟
ژان سنت آماندي پزشك فرانسوي از تورنه در هينو برخاست، يعني امروزه ميتوان او را بلژيكي خواند. وي دربارهٴ طب و ادويهٴ مفردهٴ يونان و عربي دو رساله تأليف كرد، يكي به صورت شرحي بر
قرابادين نيكولاي سالرنويي، كه در شهرت آن سهيم شد، و ديگري به صورت مجموعهاي مفصل به نام
يادآوريها. مراجع مورد استناد عربي و يوناني متعددي را ذكر كرده، كه مهمترين آنان جالينوس و ابن سيناست.
هنور بايد از دو پزشك اهل مونپليه، يكي از ليموژ، و يكي ديگر از پاريس ياد كرد. دو پزشك مونپليه عبارت بودند از پير كاپستانگ، كه دستور غذايي مختصري نوشت و علاقهمند به ترجمهٴ
التيسير ابن زهر بود، و آرمانگو پسر بلز، كه رسالههاي جالينوس، ابن سينا، و ابن ميمون را از عربي (يا عبري) ترجمه كرد. پير ليموژي رسالهاي نوشت به نام
اخلاق چشمپزشك كه در عين حال حاوي خلاصهاي از چشمپزشكي بود. گويند ژان پيتار جراح فيليپ زيبا، مدرسهٴ سن كوم (مدرسهاي براي تربيت جراح) را در 1271، در پاريس، تأسيس كرد. اين مطلب محقق نيست، ولي مدرسه ممكن است مربوط به اين دوره باشد. در مجلد سوم از اين مدرسه و از ژان پيتار بيشتر سخن خواهيم گفت.